مرتضى راوندى
441
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
ساخته است . 2 - مثنوى مخزن الاسرار كه در حدود 2260 بيت است اندرزنامهيى است ، مشتمل بر 20 مقاله در اخلاق و مواعظ و حكم كه در حدود سال 570 به اتمام رسيده است و از آن است اين ابيات : اى به زمين بر چو فلك نازنين * ناز كِشَت هم فلك و هم زمين . . . هركه تو بينى ز سپيد و سياه * بر سر كاريست در اين كارگاه جغد كه شوم است به افسانه در * بلبل گنج است به ويرانه در هركه درين پرده نشانيش هست * درخور تن قيمت جانيش هست . . . نيك و بد ملك به كار تواند * در بد و نيك آينهدار تواند 3 - مثنوى خسرو و شيرين به بحر هزج مسدس مقصور و مخدوف در 6500 بيت ، كه به سال 576 نظمش پايان گرفته است و اين مثنوى از دلكشترين شاهكارهاى عشقى زبان فارسى است ، ابيات زير در توصيف آبتنى كردن شيرين از آن كتاب است : چو قصد چشمه كرد آن چشمهء نور * فلك را آب در چشم آمد از دور سهيل از شعر ، شِكّرگون برآورد * نفير از شعرى گردون برآورد پرندى آسمانگون بر ميان زد * شد اندر آب و آتش در جهان زد فلك را كرد كحلى « 1 » پوش پروين * موصل كرد نيلوفر به نسرين حصارش نيل شد ، يعنى شبانگاه * ز چرخ نيلگون سر بر زد آن ماه تن سيمينش مىغلطيد در آب * چو غلطد قاقمى برروى سنجاب در آب انداخته از گيسوان شست * نه ماهى بلكه ماه آورده در دست مگر دانسته بود از پيش ديدن * كه مهمانى نُوَش خواهد رسيدن در آب چشمهسار آن شكر ناب * ز بهر ميهمان مىساخت جلاب « 2 » 4 - مثنوى ليلى و مجنون به بحر هزج مسدس اخرب مقصور مخدوف و 4700 بيت است ، نظم اين مثنوى به سال 588 به پايان رسيده است اشعار زير از آنجاست : مجنون چو حديث عشق بشنيد * اول بگريست ، پس بخنديد
--> ( 1 ) . سرمهگون ( 2 ) . گلاب